کارنامه پروژه‌ها

هر پروژه با یک ساختار ثابت روایت می‌شود: مسئله، محدودیت، نقش من، اقدام، نتیجه، آنچه کار نکرد و شواهد.

ساختن و شکستن

حدود دو سال

ایموته

محصول شرکت برنا بازار

مسئله
خرید و فروش آنلاین پراکنده بود؛ خواستم یک مجتمع تجاری الکترونیک با رویکردی متفاوت بسازم.
تصمیم
شرکت برنا بازار را ثبت کردیم و ایموته را ساختم. راه افتاد و کاربر واقعی پیدا کرد.
آنچه آموختم
مسئله فنی نبود. شرکت ثبت شد، اما تیم ساخته نشد، شبکه شکل نگرفت و تمرکز پخش شد.

این پروژه به نتیجه نرسید

سیستم‌های تجاری و دارویی

۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴

توسعه تجارت الکترونیک تهران شیمی

پنج سال تغییر رویکرد تجاری در یک سازمان سنتی

مسئله
در میان انبوه رقبا باید تأمین‌کننده درست پیدا می‌شد و راهی مستقیم برای رسیدن به مصرف‌کننده نهایی ساخته می‌شد. مسئله فنی نبود؛ تجاری بود.
تصمیم
به‌جای بهینه‌کردن روشِ موجود، سه چیز را عوض کردم: معیار انتخاب تأمین‌کننده، ترکیب کانال‌ها، و اینکه بودجه چطور به مسیر تازه تخصیص پیدا می‌کند.
آنچه آموختم
در یک سازمان سنتی، تغییرِ رویکرد قبل از تغییرِ بودجه اتفاق نمی‌افتد. تا وقتی برای مسیر تازه ردیف بودجه مستقل تعریف نشده بود، تصمیم تازه روی کاغذ می‌ماند.

پایگاه علمی دارویی تهران شیمی

زیرمجموعه مسیر تجارت الکترونیک تهران شیمی

مسئله
بین شرکت و مصرف‌کننده نهایی چند لایه واسطه بود؛ راهی مستقیم برای رسیدن به او لازم بود.
تصمیم
پایگاهی از محتوای دارو و بیماری ساختیم که مصرف‌کننده نهایی مستقیم به آن می‌رسید.
آنچه آموختم
محتوا وقتی کانال شد که به سؤال واقعی کسی جواب داد، نه وقتی زیاد بود.

داده به تصمیم تجاری

استراتژی رشد فروش OTC

مسئله
فروش یک محصول OTC باید رشد می‌کرد، در بازاری که همه حلقه‌هایش شلوغ بود.
تصمیم
به‌جای پرداختن به همه حلقه‌های زنجیره، تمرکز اطلاعاتی را بردیم به سمت همراه بیمار — چون آنجا خلوت بود.
آنچه آموختم
حاشیه از مذاکره با تأمین‌کننده نمی‌آید؛ از حجم می‌آید، و حجم از نقطه‌ای که هنوز رقیب ندارد.

بازطراحی چارت سازمانی تهران شیمی

مسئله
مسیر تجاری تازه صاحب نداشت. نه در چارت جایگاهی داشت، نه در بودجه ردیفی.
تصمیم
چارت را ویرایش کردم تا مسیر تازه صاحب داشته باشد، و برای پروژه‌هایش ردیف بودجه مستقل تعریف کردم.
آنچه آموختم
در سازمان سنتی، تغییرِ رویکرد قبل از تغییرِ بودجه اتفاق نمی‌افتد.

استراتژی‌های پلتفرمی

مسئله
باید معلوم می‌شد کدام پلتفرم‌ها واقعاً خریدار دارند و کدام‌ها فقط ویترین‌اند.
تصمیم
بازار الکترونیک و شبکه‌های موجود را بررسی کردم و کانال‌ها را بر اساس خریدار واقعی انتخاب کردم، نه بر اساس شهرت پلتفرم.
آنچه آموختم
پلتفرمی که ترافیک دارد لزوماً خریدار ندارد. این دو را نباید یکی گرفت.

سیستم‌های دانش

کتابخانه دیجیتال موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران

کتابخانه دیجیتال برای پژوهشگران

مسئله
اسناد تاریخی پزشکی پراکنده بودند و پژوهشگر راهی برای جست‌وجو در آن‌ها نداشت.
تصمیم
کتابخانه‌ای دیجیتال نوشتیم که اسناد تاریخی را اسکن و قابل جست‌وجو می‌کرد، و آن را لوکال و ایزوله تحویل دادیم.
آنچه آموختم
محدودیتِ ایزوله‌بودن، ضعف پروژه نبود؛ شرط پذیرفته‌شدنش بود.

سیستم ایثار — دانشگاه علوم پزشکی

ثبت‌نام جشنواره و رصد پروژه‌های دانشجویی

مسئله
ثبت‌نام جشنواره و پیگیری پروژه‌های دانشجویی همه دستی انجام می‌شد.
تصمیم
سیستمی ساختم که ثبت‌نام را می‌گرفت و پروژه هر دانشجو را تا انتها رصد می‌کرد.
آنچه آموختم
دستاورد اصلی این پروژه خودِ سیستم نبود؛ ارتباطی بود که با دانشگاه تهران ساخت.

مقیاس و تیم

داروبین

کانال ارتباطی تازه، در مقیاس

مسئله
کانال‌های موجود مخاطب را نمی‌ساختند؛ کانال تازه‌ای لازم بود.
تصمیم
کانال را روی محتوای علمی بنا کردیم و تیمی از تولید محتوا تا فنی دورش چیدیم.
آنچه آموختم
در مقیاس، مسئله از ساختن به هماهنگ‌کردن جابه‌جا می‌شود.

ادامه مسیر

سیستم جامع هوربان

مسئله
سازمان‌ها برای تأمین بین‌المللی باید به تأمین‌کننده‌ای اعتماد کنند که نمی‌شناسند.
تصمیم
به‌جای تضمین توانایی، ساختار حقوقی و بررسی سیستمی را طوری چیدیم که اگر کار پیش نرفت، خریدار ضرر نکند.
آنچه آموختم
اعتماد را نمی‌شود فروخت. می‌شود جایگزینش کرد با چیزی که نوشته می‌شود.